زائر عزیز...
سلام عزیز مامان این روزا هم خیلی دل تنگم هم خیلی خوشحال. بابایا بالاخره کار خودشو کردو رفت کربلا. می دونی چه جوری؟ پیاده. خوش به حالش، من خیلی دوست داشتم باهاش برم واسه همین خیلی دل تنگم. ایشالله خدا ازش قبول کنه. ...
نویسنده :
مامان جونت
12:32








