امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

زائر عزیز...

سلام عزیز مامان این روزا هم خیلی دل تنگم هم خیلی خوشحال. بابایا بالاخره کار خودشو کردو رفت کربلا. می دونی چه جوری؟ پیاده. خوش به حالش، من خیلی دوست داشتم باهاش برم واسه همین خیلی دل تنگم. ایشالله خدا ازش قبول کنه. ...
11 دی 1391

نگرانی من...

سلام عشق من این روزها تمام فکرو زکر من شده جدا کردن شما از پوشک. خیلی بابت این موضوع نگرانم از پریروز پوشکتو باز کردم.روز اول خیلی همکاری کردی و هر وقت که خواستم ببرمت دستشویی باهام اومدی ولی از دیروز خیلی اذیت کردی و اصلا تو دستشویی نمیشینی و همش گریه میکنی. تا تونستی هم خرابکاری کردی.طوری که تصمیم گرفتم که این کارو بذارم برای بعد از عید که هوا هم گرمتر بشه. با مامان محمدمعین که چند ماه پیش این کار رو انجام داده مشورت کردم.اون هم گفت که باید حوصله داشته باشم و هر چه زود تر انجامش بدم. از خدا می خوام هم به من کمک کنه هم به شما یه جورایی بفهمونه که یه کمی باهام همکاری بکنی . ...
27 آذر 1391

تولد مامانا...

تولد تولد تولدم مبارک... جیگرم،دیروز تولد من بود و یه عالمه کادو گرفتم. از پول و روسری و .... ولی آنا برام یه کاموای خوشگل گرفت که یه ژاکت خوشگل ببافه. و شما هم مثل همیشه یه بوس خوشمزه.   ...
12 آذر 1391

سومین دهیه محرم با امیرعلی...

سلام دردونه ی من سومین دهیه محرم با حضور شما تموم شد خیلی زود گذشت .حالا از الان باید برای سال دیگه روز شماری کنیم. مثل هر سال امسال هم رفتیم چیذر.و شما اونجا خیلی پسر خوبی بودی. وقتی امیرعلی در هیئت زنانه دخمل میشود... قربونت برم انقدر قشنگ سینه میزنی و عزاداری میکنی که همه ی خانم هایی که مارو میشناسن فقط قربون صدقه ات میرن چه برسه به من. دوست دارم همیشه همین طوری عاشق امام حسین(ع) و عزاداری براش باشی. ...
12 آذر 1391

سلام بر حسین

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ، يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ، گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد السلام علیک یا اباعبدالله ...
25 آبان 1391

فرشته ها...

سلام جیگر طلا، پسر قشنگ، عشق و نفس دو تا فرشته ی کوچولو یکی دخمل و یکی هم پسمل به خانواده بابایا اضافه شدن. یکیش میشه نازنین کوچولو که دخمل پسر دایی بابایا میشه که الان فقط عکس نازنین و دارم. پسملکم،محمد امین (داداش نازنین)و نازنین کوچولو توی بیمارستان یه پارک بود که بعد از ملاقات رفتیم و شما بازی کردی. در حال برگشت به خانه اون یکی هم امیرحسین خان پسر عموی شماست. الان ٣ روزه که من زن عمو شدم.   به خاطر اینکه دوربینمون دست عمو میثمه فعلا عکسی از امیرحسین موجود نیست. ایشالله جفتشون عاقبت به خیر و موفق باشن.   ...
7 آبان 1391

آرایشگاه...

نازنین مامان، سلام پسملکم. بالاخره بابایا رضایت دادن و شما رو بردن آریشگاه تا موهای بلندت دیگه اون چشای خوشگلت رو اذیت نکنه. قبلش، بعدش،                                              ...
17 مهر 1391

تفریح...

سلام عشقم،جونم،عمرم جمعه ای ،من و شما و بابایا رفتیم سرزمین عجایب. شما تا تونستی بازی کردی ولی خیلی حیف که بیشتر بازی ها برای بچه های بالای ٣ سال بود و شما نمیتونستی با بعضی هاشون بازی کنی. اسب سوار شدی به قول خودت اسسسسب دوااااااش. قطار بازی کردی که خیلی خوشت اومده بود. من و بابایا هم یه بازی تفنگی انجام دادیم که شما با دقت ما رو نگاه میکردی و وقتی اومدی خونه واسه همه تعریف کردی که ما چه طوری بازی میکردیم .                                  ...
17 مهر 1391

مبارکه...

 سلام دردونه ی مامان،یه دونه ی مامان روز جهانیه کوک و بهت تبریک میگم همه ی عشق من. ایشالله یه روزی بیاد که برای روز مرد بهت تبریک بگم و روز کودک رو به نی نیه خودت  تبریک بگم.   ...
17 مهر 1391